|
بازاریابی محصول و ارتباطات بازاریابی، باید در کانون توجه فعالیت های یادگیری مرحله اول باشد. مدیر واحد بازاریابی، مسئول اصلی کاهش شکاف میان مشتریان، نمایندگان فروش و واحد طراحی و مهندسی است. هر یک از اعضای تیم بازاریابی باید اطلاعات کاملی را از فن آوری محصول داشته باشد، توانایی درک مشتری و نیازهای وی را کسب کندو همچنین قابلیت برقراری ارتباط با « فروشندگان بیدار» را نیز داشته باشد. با این وجود، باید متذکر شد که موفقیت در این نقش، مستلزم پرورش مهارتهایی بیش از مهارت درک انواع فروشندگان و مدل های فروش آنان است. در واقع، تیم بازاریابی باید مهارت ترغیب مشتریان، فروشندگان و مهندسان طراح را به نحوی مطلوب دارا باشد و باید اطمینان دهد که کلیه خواسته ها و نیازمندیهای آنان به سایر واحدها منعکس خواهد شد تا در جهت رفع آنها تلاش شود. واحد بازاریابی، باید محصول را در سطح بالایی از استانداردهای کیفیت، قیمت و تناسب حفظ کرده و به بازار عرضه کند. پس از انجام آزمون بتا، شرکت باید نسبت به طراحی و اجرای یک برنامه تبلیغاتی اثربخش اقدام کند. ممکن است جهت انجام تبلیغات پیش از موعد جهت حمایت از فعالیت فروشندگان، به واحد بازاریابی فشار وارد شود. در هر صورت، این امر به منزله صرف هزینه های هنگفت جهت اطلاع رسانی به مشتریان است.
علاوه بر این، شرکت از دستیابی به اهداف یادگیری اصلی خود باز می ماند و اهداف غیرمعقولی برای واحدهای مهندسی و فروش تعیین می شود. از سوی دیگر، اجرای یک برنامه تبلیغاتی زودهنگام ( قبل از عرضه محصول به بازار) انتظارات و توقعات مشتریان را بالا می برد که تعدیل آن بسیار مشکل است.
با معرفی محصول به بازار و با کسب آگاهی از طرز استفاده مشتریان از محصول در دو مرحله اول، مساله موضع یابی مطرح می شود.
برنامه اطلاع رسانی و ارتباطات بازاریابی باید طبق یک جدول زمانی مناسب تهیه شود و با توجه به مقتضیات هریک از مراحل اجرا شود تا امکان اصلاح آن با توجه به ملزومات هر مرحله فراهم شود. در واقع، در برنامه مذکور باید از کلیه منابع اطلاع رسانی به نحو احسن استفاده شود و از رسانه های مختلف به صورت برنامه ریزی شده سودجست تا به اهداف فروش اولیه دست یافت و راهبرد عرضه محصول جدید را به گونه ای نظام مند اجرا نمود.
نوشته شده توسط استاد عزیز و گرامیم دکتر روستا
(مهدی باسره)
با تشکر از همکار عزیزم در سایت "محسن رحمانی نژاد"
|